الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
524
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
بحسب الحال اين قطعه برخواند « * » : طالعى دارم آنكه از پى آب * گر روم سوى بحر برگردد ور به دوزخ روم پى آتش * آتش از يخ فسردهتر گردد ور به كوه التماس سنك كنم * سنك ناياب چون گهر گردد ور سلامى برم به نزد كسى * هر دو گوشش به حكم كر گردد ور شوم باد را وزيدن من * باد مانندهء شجر گردد اينچنين حالهاش پيش آيد * هركه را روزگار برگردد و اين رباعى را هم در اين معنى گفته است . فرياد ز دست فلك بىسر و بن * كاندر بر من نه نو بماند نه كهن بااينهمه هم هيچ نيارم گفت * گر زين بترم كند كه گويد كه مكن خصومت فلك به ارباب فضل نه امروزيست بلكه اين حال با فقيران پريشان مآل حالت مستمر و پيشهء ديرينهء اوست و شيخ آذرى عليه الرحمة « * * » در جواهر الاسرار گويد كه
--> ( * ) در تذكرهء دولتشاه طبع ملكالكتاب ، ص 138 ، اين دو بيت را اضافه دارد . اسب تازى اگر سوار شوم * زير رانم روان چو خر گردد با همه نيز شكر بايد كرد * كه مبادا كزين بتر گردد گويا اين بيت هم كه معروف است از همان قطعه باشد و يا ديگرى به آن طرز سروده است : در زمانه چو بخت برگردد * اسب نر در طويله خر گردد تا آخر . . . ( * * ) حمزة بن على متخلص به آذرى شاعرى عارفپيشه و از دنيا گذشته و از باريافتگان شاه نعمة اللّه ولى بوده پدرش از جمله سربداران بود و خود او از جوانى به سرايندگى پرداخت اشعارى نغز مىگفته و دوبار به حج بيت اللّه رفته و يك سال هم در مكه مجاورت داشته و اخيرا از مردم بر كنار شده ، 82 سال عمر كرده و سال 866 ه . ق درگذشته مرقدش در اسفراين است . اوحدى در تاريخش گفته است : دريغا آذرى شيخ زمانه * كه مصباح وجودش گشته بىضوء چو او مانند خسرو بود در شعر * از آن تاريخ موتش گشت ( خسرو )